درارتباطیم | بازاریابی اینترنتی بیمه و برندسازی شخصی نماینده

فرمول انقلابی چطور به پرتفوی ۶ میلیاردی فروش بیمه رسیدم : عصر جدید فروش بیمه

فروش بیمه

آنچه در این ویدیوی آموزشی انقلابی عصر جدید فروش بیمه می آموزید:

  • چطور به نتایج فوق العاده در صنعت بیمه دست یافته ام؟
  • چطور سه طرز فکر ”دانش اندوزی“، ”ماجراجویی“ و ”کاوش گری“ باعث کسب نتایج بهتر می شود؟
  • چه رازی در فعالیت های ما باعث شد تیم سازی فوق العاده و فروش گروهی عالی  ایجاد کنیم؟
  • چطور درآمد خود را از فروش شخصی افزایش دهیم بدون آنکه ساعات کاری را افزایش دهیم؟
  • چطور با الگو برداری صحیح از تمام رقبای خود در صنعت و خارج آن پیشی بگیریم؟

همین حالا ویدیوی عصر جدید فروش بیمه توسط علی لطفی را تماشا نمایید

متن کامل و ویراستاری شده “فرمول انقلابی چطور به پرتفوی ۶ میلیاردی فروش بیمه برسید : عصر جدید فروش بیمه “

اگه من جای شما نشسته بودم داشتم چیکار میکردم؟

برای شروع میخوام یک سوال مطرح کنم

فکر میکنید اگه من جای شما نشسته بودم داشتم چیکار میکردم؟

عصر جدید فروش بیمه

چرا؟ چون من آخر بیست سالگیم بدون هیچ دانش و تجربه قبلی تو زمینه فروش وارد صنعت بیمه شدم و تو ۵-۶ سال از اونور جو خارج شدم. همون طور که میبینین من تو این صنعت همه کار کردم. کارایی کردم که خیلی ها بعد ۱۰ -۲۰ سال آرزوشونه، عالی فروختم، پروژه کشوری اجرا کردم، تیم سازی، کار مدیریتی، آموزش… الان اینجام و هنوز ۳۰ سالم نشده!

اشتباه نکنید منظورم این نیست من خلیلی فرد شدم، جهانگیرزاده یا ضرابیه هم نشدم مسیر خوبی رو اومدم. اما هر اتفاقی برام افتاده مطمئنم توی همین کارگاه ها افتاده. ولی خیلی ها مثل من کلاس و کارگاه و همایش شرکت کردن، اما مثل من نشدن، خیلی ها همه دوره هایی که من رفتم رو اونا هم رفتن حتی بیشتر از من، میتونم بهتون نشونشون بدم، اما آرزوشونه مثل من بشن. خب اون تفاوته چی بوده؟

تو عصر جدید فروش بیمه  واسه همینه که من این سوال رو مطرح میکنم:

فکر میکنید اگه من الان جای شما نشسته بودم داشتم چیکار میکردم؟

قراره ۱۵ – ۲۰ دقیقه آینده رو راجع به این موضوع پایه ای صحبت کنیم، تو این یک ربع بیس دیقه از تکنیک و ترفند خبری نیست ولی اگه این موضوع رو بگیرین ، این کارگاه میتونه شما و کسب و کار بیمه تون رو متحول کنه مخصوصا قسمت جناب مبینی، چرا؟

چون تو این یک ربع بیس دقیقه چیزی رو یاد میگیرین که ادامه کارگاه رو برای شما تبدیل میکنه به مفیدترین کارگاهی که شرکت کردین. پس بریم؟

خب واضحه که آن چیزایی که من از کارگاه ها دریافت میکنم متفاوته با اکثر مردم و دلیلش سه تا فاکتور مهمه که نه فقط تو بحث کارگاه ها که تو بقیه جنبه های کاریم هم دی ان ای موفقیت مون شکل داده، اینم بگم این سه تا فاکتور کاملا اکتسابی ان، من یاد گرفتم از شما هم میخوام توجه کنین.

دانش اندوزی در عصر جدید فروش بیمه

عصر جدید فروش بیمه

تو عصر جدید فروش بیمه  اولین فاکتور اشتیاق همیشگی من واسه یادگیری بوده، من همیشه دنبال فرصتهایی بودم تا بتونم بیشتر یاد بگیرم، توی هر جلسه یا کارگاهی هم که شرکت میکنم من نهایت تلاشم رو میکنم که از اون مدرس حداقل یک چیزی رو یادبگیرم و برم انجامش بدم،

یادمه یک بار با یکی از همکارام رفتیم یک سمیناری، یک هفته بعد طرف بهم گفته چه سخنران چرتی بود ، منم گفتم آره. همچین سخنرانم بود، بعد اون گفته بابا وقتم تلف شد همشم کلی گویی میکرد، من گفتم نه دیگه اتقافا حرفای کاربردی زد واسه من که مفید بود اتفاقا نکته هاش توی همین مدت روی کار و درآمدم هم تاثیر گذاشت. گفت که بگو چیش مفید بود؟

گفتم مثلا همین که گفت اول صبح که پامیشین دوش آب سرد بگیرین، معجزه میکنه. الان هر روز من اینکارو میکنم واقعا مفیده، هم سرحال ترم هم کلی روی راندمانم تاثیرگذاشته اتفاقا مشتریامم این تغییره رو حس کردن، معلومه طرف بلد این کار بود فقط سخنرانیش ضعیف بود، تو چرا انجام ندادی؟

(توی پرانتز این یکی رو حتما تست کنین واقعا معجزه میکنه)

یعنی عقیده من اینه که تو عصر جدید فروش بیمه وظیفه مدرس این نیست که به من یاد بده وظیفه منه که یک چیزی یاد بگیرم ( حتی اگه به ظاهر جلسه مربوطی هم به نظر نیادها)

البته همیشه اینطور نبودم تا اینکه یک جا تصمیم گرفتم تغییر کنم. آخه حتما شما هم تجربه اش کردین. اول کارم جلسه هایی میرفتم که بعدش کلی انرژی داشتم، اما بعد چند روز میدیدم واقعا چیزی بهم اضافه نشده، اصلا چیزی یاد نگرفتم! اینجوری نسبت به سمینارها بدبین شده بودم و دیگه مدتی باهاشون کاری نداشتم. طوری که یک باری رفتم سمینار دکتر آزمندیان ، کلشو نشسته بودم فقط تو دلم قضاوت میکردم و مسخره آره اگه جیم ران با تو رفیقه منم پسرخونده ریچارد برنسونم.

تا اینکه به اصرار یکی از دوستام قرار شد بریم یک سمینار دکتر حلت، سه – چهار ساعت اونم تو کرج. رودروایسی هم داشتم باید میرفتم، اونم با مترو! به خودم گفتم علی داری که میری اونجا نباید بزاری وقتت تلف بشه، اونجا یک حرکت مفید انجام بده حداقل یک چیز یاد بگیر! اون روز کل تلاشم رو کرد که یک چیز یاد بگیرم، که اتفاقا واقعا خیلی چیزا واسه یاد گرفتنم بود. بعدها دوباره رفتم همون جلسه دکتر آزمندیان اما با همین دید، دیدم اونم که مفید بود حرفاش!

میخوام اینو به شما هم توصیه کنم. من جاهای مختلفی رفتم و ازشون چیزای مفیدی یادگرفتم که تو مسیر موفقیتم کمکم کرده. سمینارای فروش و موفقیت،دور همی های آموزشی، رویدادهای استارتاپی. حتی این جلسه های نتورکیا. حتی اونا هم با همه حرف و حدیثایی درباره جلسه ها شون هست ، بین همه شلوغ بازیاشون از اونا هم نکته های مفیدی واسه کار بیمه ام یاد گرفتم. مثلا گوش بدین:  رفقا من جدیدا راهی پیدا کردم که میتونی …

این جمله طوری طراحی شده که ذهن مخاطب رو میخکوب کنه و اونو آماده اش میکنه واسه ارایه یک پیشنهاد. من از این جمله رو خیلی تو فروش بیمه استفاده کردم، بهترین اوپنینگیه که یاد گرفتم که حالا جلوتر درباره اش صحبت میشه اما بدونین من این جمله رو از جلسات نتورکیا یادگرفتم و چند تا تکنیک دیگه… بگذریم

کاوشگری در عصر جدید فروش بیمه

عصر جدید فروش بیمه

هر موضوعی رو اگه میخوام تا تهش یاد بگیرم این کار رو میکنم. بعد اینکه پایه شو یاد گرفتی. ولی بعد باید بری متخصصش رو پیدا کنی. هیچکی تو همه چی کامل نیست، هیچکی تو همه زمینه ها صاحب نظر نمیشه و هرکی توی یکی دو موضوع متخصصه. منظورم چیه؟ خیلی ها اینجورین که مثلا فرض کنین تعمیر کار پرینتر میاد دفتر که پرینترو درست کنه، بهش میگن بیا یک نگاه هم به کامپیوتر بنداز ببین چشه، یک ویروس شکنم براش بریز دمت گرم. آقا ما یک وبسایتم لازم داریم چند میزنی…

همین آدما وقتی میرن تو سمینار فروش سوالای فنی شونم میارن. قبلنا که کلاس فروش میذاشتم زیاد بود. ته کلاس فروش میومد میپرسید استاد ی مورد بیمه دارم شرکت قبول نمیکنه چیکار کنم؟ استاد چطوری نرخشو بیارم پایین بگیرم؟ حیفه میپره! به من چه؟ میان تو دایرکت میپرسن استاد یک کتاب بهم معرفی کن هم انگیزه بهم بده هم راهکار بده واسه فروشام هم میگم کتاب نمیخواد بنویس خودم بهت میگم اجی مجی لاترجی! میخوای ظرفاتم بشوره؟

رفقا تو عصر جدید فروش بیمه یک کسب و کار جنبه های مختلفی داره اگه میخواین یک کسب و کار موفق داشته باشین بعد از یادگیری جامع مسایل پایه ای باید تو هر زمینه برین سراغ متخصصش و ازش یاد بگیرین. تازه بعدش به نظر من باید یکی از این رشته ها رو انتخاب کنین خودتون توش مستر بشین تا هم به بقیه کمک کنین. یکی آموزش تخصصی فروش بیمه میده یکی مدیریت مالی نمایندگی بیمه رو آموزش میده.

یا اینکه تخصص آقای مبینی اینه که یادت بده اینچیزایی که داری یاد میگیری رو مثل پازل به هم وصل کنه، یاد میده چطور نمایندگی تو سروسامون بدی و سیستم براش ایجاد کنی. این مساله یک نیاز اساسی واسه نماینده های بیمه اس که ایشون یادتون میده. الان من تو صنعت بیمه تخصصی بازاریابی اینترنتی بیمه تدریس میکنم. چیزهای دیگه هم بلدم اما دیگه اونا آموزش نمیدم ادعایی هم ندارم.

اما این یک مورد رو تخصصی بلدم. این فرصت رو داری ازم یاد بگیری، دیگه چیکار داری فن بیانم چطوره، چند سالمه، فنی و صدور بیمه رو بلدم یا نه! اینم مهمه ها، صحبت سر این بود که اگه من جای شما نشسته بودم داشتم چیکار میکردم!

یک روزی به خودم گفتم: دنبال آدم همه چی تموم نباش یکی که همه چی رو داره. دلیل سرعتم همین بوده که هیچ وقت دنبال یک مرشد نبودم. ولی یکی میخواد فروش تلفنی یادت بده با لباسش چیکار داری؟ اون یکی کلاس تبلیغ نویسی داره، دیگه تکنیک های سخنرانیش رو چرا تحلیل میکنی؟

حالا من اولش گفتم هم رزومه دارم هم پرتفوی. هم کار فروش حضوری کردم هم تو کار فروش تلفنی بودم. هم پروژه گروهی اجرا کردم هم تیم سازی کردم. هم کار مدیریتی کردم هم آموزشی. ولی تو عصر جدید فروش بیمه نداشتم هم فرقی نمیکرد، الان هم فقط یکیش رو دارم تخصصی تحقیق و تمرین میکنم. این ذهنیت یک برنده اس واقعا چیکار داری کی میگه، ببین چی میگه! والا ما هنوز روانشناسی ثروت عباس منش گوش میدیم کاری هم ندارم چرا چاق و کچل شده.

ماجراجویی در عصر جدید فروش بیمه

عصر جدید فروش بیمه

من از همون اول که وارد بیمه شدم خیلی اینوراونور میگشتم و تحقیق میکردم. کلا سرم اینور اونور بود. از متدهای مختلف فروش و بازاریابی بیمه وطنی و اونورآبی شروع شد. تا اینکه تو کسب و کارهای مختلف سرک بکشم که روشهای رشد و توسعه شون رو تو کار خودم پیاده سازی کنم. اوایل هم زیاد آزمون و خطا کردم تا یاد بگیرم از چه چیزایی میشه الگو برداری کرد از چیا نمیشه.

تا اینکه کم کم استاد این شدم که چجور بتونم درست و مفید کپی برداری کنم. فهمیدم این یک علمه که بهش میگن علم بنچ مارکینگ که اتفاقا دنیاییه برای خودش خیلی هم کاربرد داره. مثلا مترو و مخابرات تهران یک بنچ مارک از نمونه ژاپنیه. الان خیلی از کسب و کارهای موفق یک کپی درست و اصولی هستن از یک بیزنس اونور هستن. مثلا ایرانسل کپی ام تی ان آفریقای جنوبیه، ینی هر کاری اونا کردن اینا هم میکنن. یا الوپیک خود موسسینش میگم یک الگوبرداری حرفه ای از یک استارتاپ مالزیاییه.

ولی شمایی که مثل من دنبال این هستی که تو کار بیمه خاص باشی یک سر و گردن از رقیبات بالاتر باشی،  این راهشه. حالا نه تو اون مقیاس ولی میشه ببینی چه کسب و کاری ساختارش قابل کپی برداریه، لازم نیست فقط تو صنعت بیمه بگردی. بیرون این صنعت طرح و ایده زیاد هست. مثل همون چیزایی که من از جلسات استارتاپها و نتورکیا یاد گرفتم.

یا مثلا موقعی که میخواستم به صورت تخصصی دیجیتال مارکتینگ رو توی سیستم کاریم تثبیت بکنم

خیلی زود فهمیدم دیجی کالا و بیمه بازار تو عصر جدید فروش بیمه اصلا الگوی درستی واسه کپی کردن نیستن.. به دلایل مختلف

اصلا مسیر اونا به درد ما نمیخوره ولی ولی (اینی که میخوام بگم، مثل معما چون حل گشته ها، ولی خیلی زحمت کشیدم بخاطرش)

مثلا صاحبهای کسب و کارای زیبایی سالن آرایش. فهمیدم خلی از ترفندهاشون برای بازاریابی رو میشه  عینن واسه کار فروش انفرادی بیمه عمر کپی کنی، مخصوصا اگه به یکی از موفقاشون دسترسی داشته باشی من خیلی از تکنیکای ارجاعیم رو از اینا یاد گرفتم. یا مثلا وکلای تجاری. ببین من دارم فوت کوزه گری میگم، اینا ترفند نیست، داریم ماهیگیری رو یادت میدم، تازه شم میگیم چجوری اونجایی که ماهی زیاده رو پیدا کنی. اینجاس که میتونم اینو برات باز کنم:

در عصر جدید فروش بیمه من چیکار کردم؟

عصر جدید فروش بیمه

وقتی خواستم کارمزدم رو از فروش شخصی ام ببرم بالا چیکار کردم؟

وقتی خواستم تیم سازی کنم و یک سازمان فروش واقعا بفروش بسازم چیکار کردم؟

وقتی خواستم واسه اجرای پروژه گروهی رکود کشوری بزنم چیکار کردم؟

تو عصر جدید فروش بیمه آماده این؟

یا اینکه خود من وقتی میخواستم وارد پروژه های شرکتی و غیر عمر بزرگ بشم رفتم سراغ … کی؟

حسابرسا و مشاورای مالیاتی شرکتها، اینقد نهار دعوتشون کردم، ببینم چیکار میکنن که این همه شرکت باهاشون تماس میگیرن کاراشونو میسپرن به اینا؟ و به نتایج خوبی رسیدم. دوستان اگه اون چیزایی که من یادگرفتم از روش اونا رو بهتون بگم به کارتون نمیاد، راهش اینه خودتون تصمیم بگیرین از کسب و کارهای مختلف یاد بگیرین و الگو برداری کاربردی کنین. ازتون همینو میخوام. فرمولاشم یادتون میدم.

تو عصر جدید فروش بیمه آماده این؟

اجرای پروژه های گروهی در عصر جدید فروش بیمه

عصر جدید فروش بیمه

واسه مثلا اداره های دولتی، خب ما میخوایم بعد اینکه قرارداد بستیم، اون بیمه عمر یا اصلا هر بیمه ای که سازمان برای کارکنانش در نظر گرفته فراگیر بشه دیگه، درسته؟ خیلیا فکر میکنن قراردادرو که بستن تمومه، نخیر تازه اولش اصلش اجراست! سر اینا من بها دادما. یکی از قرادادهای من که پول نشد، تازه اینقدم خوب قرارداده رو بستیم یک هفته بعدش خود رییس انبوه سازان استان البرز تماس گرفت که با اونا هم ببندیم. انجمن انبوه سازان مسکن استان تهران بود. حالا حساب کن پرتقال فروش را!

برگردیم به این قرارداد دولتی. من به جای اینکه هول کنم برم از یک گوشه ی اون اداره شروع کنم پرزنت کردن که شاید فرم پر کنم، یک نشستم بررسی کردم ببینم چیزای دیگه اونجاها چجوری فراگیر میشه؟ مثلا یک بخشنامه جدید رو چجوری جا میندازن؟ (نظر شما چیه؟)

سلسله مراتب.

یعنی دستورش رو اول مدیرا میدن به معاونا، اون معاونا ارجا میدن به به زیر دستاشون و الی آخر، لایه به لایه. پس ما هم واسه اینکه بازار اون اداره رو بگیریم راهش اینه که سلسه مراتبی پیش بریم. هنوزم میگم بهترین روش همینه. من اول میرم سراغ مدیر و معاونا، که اول اونارو یک جوری متوجه میکنم که وقتی منو میفرسته سراغ معاونش انگار شفاهی دستور داده. بعد هم اونا منو ابلاغ میدن به زیردستشون و همینجور برم پایین. ( تو عصر جدید فروش بیمه یک مثال بزنم؟) اگه شما هم تجربه شو داشته باشین میدونین وقتی یک کارمند ببینه رییسش هم بیمه رو زده و داره بهش توصیه میکنه رد نمیکنه.

تیم سازی در عصر جدید فروش بیمه

عصر جدید فروش بیمه

خب هدف اینه که یک تیم یک پارچه داشته باشی که هر کس کارش رو داره درست و روتین انجام میده دیگه. مثل ارتش یا مثل یک سری رستوران زنجیره ای. دقیقا مثل رستوران های زنجیره ای. میگن اگه تو هر کدوم از شعبه های مک دونالد برین میبینین که یک سری بچه های  ۱۷-۱۸ ساله دارن کل اون کسب و کار چند میلیون دلاری رو میچرخونن. چجور؟ واسه تمام قسمت ها دستورالعمل مشخص دارن، از کیسه یک، یک مشت بریز از کیسه دو یک مشت بریز، از کیسه سه یک قاشق و الی آخر. درش ببند بده دست مشتری، این میشه همبرگر.

تو ارتش یک جوون ۱۹ ۲۰ ساله رو میشونن پشت جت جنگی همون جوونی رو که باباش پراید دستش نمیده. چجور؟ چک لیست دارن، یک فرد پرتجربه پشتش نشسته و چک لیست کارهای ضروری رو بررسی میکنه/ یک چک لیست دارن برای قبل پرواز یکی حین پرواز یکی بعد پرواز یک چک لیست واسه چک کردن چک لیست ها دارن. موقعی که من میخواستم سازمان فروشم رو بسازم همینارو الگو گرفتم.. خب خیلی ها که اینجا هستن اینو میدونن ساختن تیم فروش فقط به جذب آدما واسه کار نیس، آموزششونه و مدیریتشون . تازه تبدیل اون مجموعه به یک سازمان خودش داستان خاص خودشو داره که اتفاق اصل ماجرا همونه.

موقعی که ما میخواستیم سازمان فروشمون رو بسازیم مهم ترین کاری انجام دادیم به تبعیت از مک دونالد و ارتش ایجاد دستورالعمل ها واسه مراحل مختلف کار بود و تهیه چک لیست ها. این قانونه، شما چک لیست ها رو مدیریت کنین، چک لیست ها کسب و کار شما رو مدیریت میکنن. چک لیست ها مهم ترین ابزارهایی هستن که برای موفقیت تون نیاز بهشون دارین، چون بهتون کمک میکنه آمار کسب و کار تون رو داشته باشین و بتونین مسیر کاریتون رو ردیابی کنین. حتی اگه تیم فروش ندارین هم داشتن آمار کار شخصی تون ضروریه. (مثال بزنم؟)

تو عصر جدید فروش بیمه مثلا بدون دونستن نسبتتون چطور میخواین هدف گذاری و برنامه ریزی درست داشته باشین؟ نسبت از کل. نسبت از فروش. هر کسی یک نسبتی از معرفی هاش منجر به فروش میشه.

یعنی اینکه از هر ده تا معرفی چند تا میفروشی. متخصصا کشف کردن که واسه هر کسی یک عدد ثابتیه. یکی ده به یکه یکی ده به دوعه. چجوری درمیاد؟ ده به دو یعنی اگه میخوای ده تا بیمه بفروشی باید به پنجاه نفر معرفی کنی تقریبا روزی دو نفر

(۱۰ * ۱/۱۰ * ۲ * ۲۰ * ۱)

فروش شخصی در عصر جدید فروش بیمه

عصر جدید فروش بیمه

چیکار کنیم که تو عصر جدید فروش بیمه کارمزدمون بره بالا؟ ببینید میدونم الان خیلی ها نشستن منتظرن ما واسه این مشتریایی که الان میگن دلار فیلان شده و اوضاع مملکت بیسار شده یک جوابی یاد بدیم که بهشون بگی بیمه رو بخرن دیگه. از این خبرا نیس. چرا؟

یک روزی رفتی کلاس مثلا فروش یادتون دادن اگه یکی بهتون گفت من بیمه عمر نمیخرم چون تامین اجتماعی دارم، چی جوابشو بدین که بیمه بخره ازتون. با این حرکت چندتا فروختین. مزه کرد به دهن. خودت رفتی یک کلاس دیگه که یک ترفند دیگه یادت بدن.

اگه مشتری بگه من بیمه عمر نمی خرم چون اداره مون بیمه ام کرده چی بگم.  فرداش مشتری بعدی گفت من بیمه عمر نمیخوام چون بیمه سلامت میخوام. اا، این دفعه باید کلاس یک کلاس دیگه بری. بعد یک کلاس بود واسه اونایی که میگن موسسه مالی کاسپین، یک کلاس واسه اونایی که میگن بیمه توسعه.

مگه چند تا از این ترفندا رو میشه تو عصر جدید فروش بیمه یاد گرفت؟ تا کجا مگه میشه پیش بری؟ بعد یک روزی آقای باکلاسی میگه من بیمه عمر نمیخوام (بحث تامین اجتماعیه؟ بیمه سلامته؟ دلاره؟ چرا خب؟) مثگه من بیمه عمر نمیخوام جوون ولی دویست میلیون بیمه مسوولیت باید بزنم امروز، بهم نشون بده به نفعمونه با شما بگیرم من امروز چک میکشم. ببین گفتم اول پایه رو یاد بگیری، یاد گرفتن ترفند خوبه اما اینا هم مثل جدول ضربه، اول ضرب اعداد پایه رو یاد میگیری، بعد باید فرمولش رو بهت بگن که بقیه رو از رو اون فرموله حساب کنی.

وگرنه با این شیوه آموزش همیشه وابسته میمونی که اتفاقا این ترفند فروشا همینو میخوان دیگه. تا اوضاع به هم میریزه کارکاسبی شما هم به هم میریزه. اما اونی که پایه و عمقشو یاد گرفته نه. نمای ساختمون قابل تغییر مهم فونداسیونه مهم اسکلت بندیه!

ممکنه یک سری منو به کلی گویی متهم کننا، اما این همون چیزیه که نیاز دارین. این حجم زیاد نماینده هایی که میان میگن آقا میگن دلار داره میره بالا نمی خریم. بعد میگن آقا میگن دلار داره میره پایین نمیخریم. خب پس کی میخرن ازت؟ وقتی طرف بگه تامین اجتماعی!

بیایین برگردیم به عقب.

در عصر جدید فروش بیمه چطور میتونی کارمزدت رو افزایش بدی؟

میخوام یک ترفند بگم بهتون که آخرین ترفندتون تو عصر جدید فروش بیمه باشه. میخوام یک فرمول خیلی خیلی ساده بگم که همه روش ها رو شامل میشه. یک فرمول که به کمکش میتونی خیلی سریع از هر کسب و کار موفقی الگو برداری کنی و توی کار بیمه ات پیاده کنی.

ازت میخوام تو عصر جدید فروش بیمه این رو خوب گوش بدی. چطور میتونی کارمزدتون رو افزایش بدین؟ البته بدون اینکه بخوای وقت بیشتری بزاری. چون یک روز نهایتا ۲۴ ساعته. چطور میشه؟ نگو میدونستم، نگو خودم میدونستم، من یک چیز خیلی ساده رو میخوام بگم که شاه کلید ماجراس. شما اگه میخوای کارمزدتو زیاد کنی، سه تا راه داری:

عصر جدید فروش بیمه

بهبود نسبت در عصر جدید فروش بیمه

اولیش تو عصر جدید فروش بیمه بهبود نسب از کلله.

یعنی چی؟ اگه نسبتت ده به یکه الان بعد اگه یک کارایی کنی یک اتفاقایی بیوفته که آمار نسبتت بشه ده به دو خب بدون اینکه وقت بیشتری بزاری درآمدت دو برابر میشه!

چجوری میشه نسبتتون رو بهتر کنین؟ یک راه کوچیک همین یادگرفتن ترفنداس. یا یادگرفتن یک سری از تکنیک های فروش باعث میشه نسبت فروشت بیشتر بشه. یا انتخاب و شناخت درست بازار هدفت، طبیعیه هر چی بیشتر بشناسیشون بهتر میتونی عمل کنی. راه های دیگه ای هم هست واسه بهتر شدن نسبت.

شما چه راهی به ذهنت میرسه؟ بنویس

چرا این سه تا راه رو میگم؟ از این به بعد هر جایی داشت صحبتی میشد درباره اینکه چطور بیشتر بفروشی، بتونی درست دسته بندی اش کنی که بعد ازش تو موقعیت های دیگه هم الگو برداری کنی. (اول از کلاسا و کتابای فروش بیمه شروع کن بعد میتونی حتی از کسب و کارای دیگه هم طبق این فرمون یادبگیری و این بار توی کار بیمه پیاده سازی کنی!) پس اولین راه بهبود نسب از کلله. که اتفاقا سخت ترین راه هم هست.

بهبود کیفیت

راه دیگه تو عصر جدید فروش بیمه بهبود کیفیته. ینی کارایی بکنی که حق بیمه بیشتری بگیری. اگه به جای بیمه نامه یک میلیون تومنی، بیمه ۲ میلیون تومنی بفروشی. درآمدت دو برابر میشه

خیلی جالبه ها. ما سال ۹۲ تو یک پروژه ای بیمه یک میلیونی میفروختیم، یکی از همکارام یک ابتکار خوشگل زد. به جای اینکه بیمه یک میلیونی پیشنهاد بده ، میگف بیا رندش کنیم شما ماهی صد تومن بزن. بیمه نامه سالی یک و دویستی میزد! با همین حرکت ساده بیست درصد کارمزدشو زیاد کرد.

یا اینکه قبل این به فرهنگیا بیشتر میفروختی به زور ی بیمه دو تومنی میزدن، حالا اگه با دندون پزشکا بر بخوری بیمه های ده تومنی میزنی. با پیمانکارا بگردی بیمه های پنجاه میلیونی میزنی!

شما چه راهی به ذهنت میرسه که کیفیت بیمه هایی که میفروشی رو زیاد کنی؟ (سقف آزمایش/ کلوز ها و پوشش های اضافی …)

بهبود کمیت در عصر جدید فروش بیمه

و سومین راه تو عصر جدید فروش بیمه   بهبود کمیته. یعنی کاری کنی تو هر خرید تعداد بیشتری ازت بخرن.

مثلا طرف اگه بیمه ثالث ازت خرید بیمه بدنه شو هم بزن. بدنه شو زد بعد بیمه آتیش سوزی هم بفروش بهش.

یا طرف واسه خودش بیمه عمر خرید، واسه زن و بچه شو هم بزنی.

من موقع تحویل بیمه نامه با طرف تو محل کارش قرار میذاشتم بلند بلند صحبت میکردم که همکاراشم بشنون! زیاد شده همون جا همکارشم خریده.

یا تو عصر جدید فروش بیمه ارجاعی گرفتن یکی از روش هاییه که کمیت بیمه هاتو بالا ببری.

از همه اینا ساده تر. مخصوصا کسایی که ساکن تهرانن. شما تو ۵ ساعت سه نفرو پرزنت میکنی. یک جور برنامه بریز که بتونی سراغ ۵ نفر بری. مشتریای نزدیک به هم انتخاب کن. یک کار کن اونا بیان دفترت، خوب تو وقتت صرفه جویی میشه. یاد بگیر چند نفر رو با هم پرزنت کنی.

در عصر جدید فروش بیمه شما چه راهی به ذهنت میرسه؟

پس نسبت کیفیت کمیت در عصر جدید فروش بیمه .

باید همزمان روی هر سه تا کار کرد. راجع به هر سه تا آموزش دید. فکر کن که هر کدوم رو چطور میشه بهبود داد.

مثلا من فهمیدم وقتی با مشتری تو طول سال ارتباط داشته باشی راحتتر تمدید میکنه. من فهمیدم تو عصر جدید فروش بیمه وقتی بعد خرید به مشتری اطلاعات بیشتر از چیزی که خرید برسونی مداوم، احتمالش بیشتره که مشتری واست بفرسته. من فهمیدم بعد پرزنت اگه واسه نهایتا ۲-۳ روز بعد قرار بزاری احتمال اینکه زودتر بخره خیلی بیشتره. من فهمیدم… اینا خیلی راحتر از بهبود نسبت فروشتونه ها.

و بعد کم کم یاد میگیری وقتی توی یک کارکاسبی دیگه یک نکته مثبت دیدی، تشخصی بدی جزو کدوم یکی از این سه تاس! چجور میتونه به نفع کسب و کارت باشه و از همه مهم تر چجور میشه پیاده سازیش کنی؟

 

علی لطفی

من علی لطفی ، عاشق یاد گرفتن و یاد دادن هستم، و به نظرم جذاب‌ترین و ارزشمندترین مهارتی که در این عصر نیاز است یاد بگیریم بازاریابی اینترنتی است. جذاب باشید و پر پول درارتباطیم

نوشته‌های مرتبط

دیدگاه‌ها

*
*

    رضایوسفی پاسخ

    سلام استادعزیز.کاش میتونستم تک به تک این موارد روواز شما یادبگیرم.و شما بیشتر این موارد رو آموزش بدین.صنعت بیمه به افرادی مثل شما نیازداره.تا پرتفوهای میلیاردی ایجاد بشه.

    خلیل پاسخ

    چقدرزیاده م،الب سرگیجه میگیره آدم
    پیشنهادمیکنم ویس هم بزارید...

    جلیل پاسخ

    عالیه مطالب ، احسنت

    مسعود پاسخ

    سلام. مطالب خوبی بود ولی به نظر کافی نبود .یعنی من نتونستم درست مسیر رفتن رو متوجه بشم.
    ولی در کل ممنون

    بهنوش طاهری پاسخ

    سلام من خیلی دوست دارم فروشم بالا ببرم .خیلی تلاش میکنم.نتیجه نداده

    محمدی پاسخ

    سلام تمام این صحبت ها درست و قشنگ هست ولی کسی از من نمیخره

دسترسی به هزاران
فایل و نکته کاربردی فقط با عضویت
در خبرنامه جدید درارتباطیم
عضویت در خبرنامه ایمیلی ما چه مزیت هایی دارد؟
• دسترسی به جدیدترین نکات
• دسترسی به تمامی دوره های رایگان
• اطلاع از آخرین تخفیف های سایت
ما اسپمر نیستیم و ایمیل های اسپم برایتان ارسال نمی کنیم.
بله ، عضو خبرنامه میشم!