درارتباطیم | جذاب باشید و پرپول | علی لطفی

چگونه یک داستان گویی موثر داشته باشیم؟

چگونه یک داستان گویی موثر داشته باشیم؟

پیشنهاد میکنم قبل از مطالعه این مقاله، درباره ی پولسازی با داستان گویی کسب و کار بخوانید.

داستان گویی موثر و خوب یک مهارت مهم است

داستان گویی موثر به شما کمک می کند: شما چه بخواهید جوک تعریف کنید یا یک قصه جن و پری را تعریف کنید یا سعی کنید کسی که سواد و تجربه کمی دارد را متقاعد کنیدبه این مهارت احتیاج دارید.

مهارت داستان گویی در برخی ار افراد به طور طبیعی وجود دارد اما بسیاری از افراد آن را یاد می گیرند. اصلا نگران نباشید و نترسید. شما با کمک تیم در ارتباطیم میتوانید این مهارت را به خوبی یاد بگیرید.

کافی است از مرحله یک شروع کنید.

 

تسلط بر اصول داستان گویی

۱.مخاطبین خود را درگیر کنید.

داستان‌ گویی موثر خود را با تعامل با مخاطبین خود و یا انجام کاری برای جلب توجه آغاز کنید.

مثلا از مخاطبین خود سوال بپرسید، حتی اگر این کار فقط بازی با کلمات باشد، انجامش دهید. سوالاتی بپرسید که به نتیجه‌گیری، پیچش و یا بافت داستانی که می‌خواهید بگویید مربوط می‌شود.

می توانید برای جلب توجه ی آنان یک تیتر در نظر بگیرید و تکرار کنید. این کار باعث جلب توجه آن‌ها و تمرکز بر روی ایده داستان شما می‌شود و باعث می‌شود که آن‌ها تمایل بیشتری برای شنیدن ادامه داستان داشته باشند.

نمونه‌ای از افسانه:

آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید چرا پروانه به دور شمع می‌گردد؟

مثال داستان‌های سرگرم‌کننده:

قرار است درباره هم‌اتاقی‌ام یک داستان برایتان تعریف کنم که از تمام داستان‌های خوابگاهی بهتر است. فقط بدانید که به سرویس بهداشتی مربوط است.

۲.صحنه را بسازید.

 در تمام داستان‌ گویی تان، شما می‌خواهید یک تجربه همه‌جانبه ایجاد کنید. شما می‌خواهید داستان را به شکلی که باعث می‌شود مخاطب ها احساس کنند در داخل داستان حضور دارند.

می توانید این کار را با دادن زمینه‌ای به آن‌ها شروع کنید، به این صورت که وقتی داستان خود را شروع می‌کنید، با استفاده از بیان جزئیات صحنه ی داستان را ایجاد کنید این کار به آن‌ها کمک می‌کند که داستان شما را تصور و احساس کنند.

همچنین از کلماتی استفاده کنید که احساسات بسیار قوی و بسیار ویژه‌ای را ایجاد می‌کنند.

نمونه‌ای از افسانه:

زمانی که جهان کهن بود و جادو هنوز زنده بود و حیوانات هنوز حرف می‌زدند…

مثال داستان‌های سرگرم‌کننده:

در سرمایی که دندان هایمان را به هم قفل کرده بود کنار شومینه نشسته بودیم، او تند تند چایش را هورت می کشید و با هیجان از اتفاقاتی که برایش افتاده حرف میزد.

۳.تنش و هیجان را ایجاد و آزاد کنید.

در تمام داستان به ایجاد تنش و آزاد کردن مخاطب از تنش توجه کنید. این کار را تا زمانی که داستان به نقطه اوج می رسد و می خواهید نتیجه گیری و پایان بندی داستان را بیان کنید، ادامه دهید.

 چیزی که باید به آن توجه کنید این است که رهایی از تنش‌ها حتما باید با توجه به گره‌های داستان انجام شود. اگر داستان شما تنش و گره نداشته باشد اصلا واقعی به نظر نمی رسد. زندگی واقعی چیزی‌ست که در بین اتفاقاتی که برایمان می‌افتد تجربه می‌کنیم. این اتفاق باید در داستان گویی بیفتند. مثلا اگر داستان طنز است می‌توانید از جوک استفاده کنید و یا صحنه را با جزئیات توصیف کنید.

نمونه‌ای از افسانه:

پروانه به سمت ستون بلند و سفید نزدیک شد و شعله در اوج شکوه، شعله کشید. پروانه در جایی اطراف شمع قرار گرفت و کشش عشق شروع شد. پروانه نمی توانست ببیند عشقش به تنهایی در آتش می سوزد پس آنقدر به شعله نزدیک شد تا هر دو با هم سوختند.

مثال داستان‌های سرگرم‌کننده:

شب سال نو بود و تصمیم گرفتیم برای سرگرمی بیشتر به یکی از مناطق جدید شهر برویم. محله خوب و جالبی به نظر می‌رسید اما اتفاقاتی رخ داد که با شنیدنش فشارتان می‌افتد.

۴.بر آنچه مهم است تمرکز کنید.

زمانی که یک داستان را تعریف می‌کنید، جزئیات را بیان کنید، گفتن جزئیات جذابیت داستان را افزایش می دهد. با این حال شما نمیخواهید که داستانتان مسخره به نظر بیاید، پس جزئيات اضافه را حذف کنید و بر آنچه که مهم است تمرکز کنید.

تا جایی که زمان به شما اجازه می دهد از جزئیات استفاده کنید، اما هرجا حس کردید مخاطب شما خسته شده است سرعت داستان را زیاد کنید و نکات مهم را بگویید.

۵.داستان را به خوبی هدایت کنید.

اینجاست که تسلط بر داستان تان و تمرین‌کردن آن مهم است. بسیاری از افراد برای ما داستان یا جوکی را تعریف می کنند، وسط داستان متوجه می شوند چیزی را فراموش کرده اند و می گویند: اوه فراموش کردم…!

این موضوع باعث می شود مخاطب از فضای داستان جدا شود و حس نا خوشایندی داشته باشد. بنابراین داستان خود را به درستی تعریف کنید.

اگر جزئيات را فراموش کردید، بدون این که مخاطب شما متوجه این موضوع شود به عقب برگردید.

به عنوان مثال:

البته پیپر بدون دلیل به دنبال سرمایه شهر نبود، از قبل با او قرار گذاشته بودند که این کار را انجام دهد.

۶.پایان داستان را مشخص کنید.

فرض کنید داستان گویی شما تمام شده است و مخاطب هم چنان منتظر ادامه ی داستان است! خجالت آور نیست؟

پس بهتر است نشان دهید که داستان خود را به پایان رسانده اید، چند روش برای انجام این کار وجود دارد، برخی مثال‌های آن عبارتند از:

سوال بپرسید و پاسخ دهید:

احمقانه بود، نه؟ مطمئن باشید دیگر چنین کاری انجام نمی‌دهم.

هدف و پیام اخلاقی داستان را در پایان بگویید:

این داستان نشان می‌دهد که هرگز نباید حیوانات خانگی خود را با خود به محل کار ببرید.

با دقت از لحن و صدا استفاده کنید. داستان را با هیجان و صدای بلند تعریف کنید و کم کم که به انتهای داستان می رسید سرعت تعریف کردن را کاهش دهید.

استفاده از صدای و بدن شما

۱.شخصیت‌ سازی کنید

زمانی که درباره شخصیت‌های مختلف داستان صحبت می‌کنید، سعی کنید شبیه آن‌ها حرف بزنید، این کار هیجان و جذابیت داستان را افزایش می دهد. می توانید لهجه، صدا و لحن خود را تغییر دهید، یا این که با شوخی و جوک، طنز داستان خود را افزایش دهید.

به عنوان مثال:

صدای پدر خود را با صدایی عمیق به گفتگو اضافه کنید.

۲.لحن و صدای داستان‌ گویی خود را کم و زیاد کنید.

بر اساس احساسی که می خواهید در مخاطب ایجاد کنید، آهنگ، لحن و حجم صدای خود را تغییر دهید.

با این کار بسته به اینکه شما در کجای داستانتان هستید، داستان آرام و یا هیجان‌انگیز به نظر می رسد. تا وسط داستان سرعت خود داستان گویی خود را افزایش داده و حجم آن را به میزان کمی افزایش دهید.

این کار هیجان داستان شما را نشان می دهد و هنگامی که شما  نتیجه‌گیری داستان را می‌گویید، آهسته سرعت و میزان صدای خود را کاهش دهید.

همچنین در مواقع لازم کمی مکث کنید و با سکوت و نگاه به مخاطب هیجان شنونده را زیاد کنید.

۳.صورت خود را کنترل کنید.

اگر می‌خواهید واقعا یک داستان گوی بزرگ شوید، باید به توانایی خود برای ایجاد و تغییر حالات چهره برای مطابقت با آنچه می‌گویید، مسلط شوید. صورت شما باید به طور ساده کل داستان را نمایش دهد و در مخاطب هیجان ایجاد کند. اگر واقعا می‌خواهید یاد بگیرید، تعداد زیادی از فیلم‌های یوتیوب از جان استوارت یا مارتین فریمن را تماشا کنید.

به خاطر داشته باشید شما می‌توانید با استفاده از حالات چهره، احساسات بسیار پیچیده را منتقل کنید.

۴.با دستان خود صحبت کنید .

صحبت کردن با دستان می تواند داستان شما را از حالت خشک و خسته کننده به یک داستان هیجان انگیز و جذاب تبدیل کند. دستان شما احساساتتان را منتقل می کنند. حرکت دست، مخاطب ما را متمرکز می کند. حتی اگر به هیچ وجه از بدن خود استفاده نمی کنید، حداقل وقتی داستان را می گویید با دستان خود صحبت کنید.

البته به یاد داشته باشید شما نباید  بیش از حد از دست‌های خود استفاده کنید که دستتان به‌صورت مخاطب یا خودتان برخورد کند. یا اینکه دستتان به نوشیدنی ها بخورد.

 ۵.داستان را به نمایش بگذارید.

 اگر می‌توانید کل بدن خود را حرکت دهید تا داستان را بیان کنید. نقش شخصیت داستان را اجرا کنید تا مخاطب احساسات را کاملا درک کند و شنونده به داستان شما جلب شود. شما هم چنین می‌توانید داستان را به صورت کاملا کمدی و طنز اجرا کنید.

بهبود داستان گویی شما

۱.تمرین

قبل از این که داستان را به افراد دیگر بگویید، چند بار داستان را با خودتان تمرین و تکرار کنید. سپس داستان را برای چند نفر که مخاطب اصلی شما نیستند تعریف کنید. با این تمرین ها می توانید با خیال راحت داستان را تعریف کنید و به موقع از مکث استفاده کنید و صدای و لحن خود را تغییر دهید، و در نتیجه احساس خوبی خواهید  داشت.

۲.داستان خود را حفظ کنید.

مطمئن شوید که داستان را از اول به اخر و از اخر به اول می دانید و جزئیات را حفظ کنید و بعد وقتی آن را تعریف می کنید، تمرکز کنید. این کار باعث می شود داستان شما به هم پیوسته باشد و مخاطب حتی حاضر می شود یک بار دیگر داستان شما را بشنود.

صادق باشید

بسیاری از افراد وقتی داستانی را تعریف می کنند در هر بار بیان داستان جزئیات را تغییر می دهند، سعی دارند داستان را حماسی تر جلوه بدهند و برای این کار شاخ و برگ به داستان اضافه می کنند تا توجه مخاطب خود را جلب کنند.

اما مخاطب شما متوجه این عدم صداقت شما می شود، صادق باشید و داستان واقعی را تعریف کنید، این کار باعث می شود شنونده از داستان شما لذت ببرد.

محیط را کنترل کنید.

وقتی می خواهید داستان خودتان را تعریف کنید اگر می توانید مکان و جایگاه خوبی را انتخاب کنید. حتی بهترین داستان هم اگر مجبور شوید به علت حواس پرتی آن را مدام قطع کنید، خراب می شود. دقت کنید که محیط بیش از حد حواس‌پرت کننده و پر سر و صدا نباشد. اگر موضوعی در محیط باعث پرت شدن حواس شما و مخاطبتان شد، سعی کنید تحت تأثیر قرار نگیرید.

اجازه‌ی تعامل بدهید.

 تجربه یک شنونده از یک داستان حتی بهتر هم می‌شود اگر آن‌ها بتوانند تعامل داشته باشند و در این تجربه شرکت کنند. شما می‌توانید سوالات مخاطبین خود را بپرسید و یا راه‌های دیگری برای تعامل با داستان پیدا کنید.

به مخاطبین خود پاسخ دهید.

 مهم‌ترین مهارتی که باید روی آن کار کنید این است که بتوانید به مخاطبین خود پاسخ دهید. بازخورد های مخاطب را جدی بگیرید.

مثلا:

اگر حس کردید شنونده کسل شده است آن بخش داستان را حذف کنید و ادامه ندهید.

اگر از بخشی ا زداستان شما خوششان آمده بیشتر توضیحش دهید.

اگر دارند می‌خندند، به آن ها فرصت بدهید که بخندد و بعد داستان را ادامه دهید.

داستان گویی مشکل است، اما گفتن داستان درباره ی تجربه تان به مخاطبینتان باعث می شود که شما به یک داستان‌گو تبدیل شوید که هیچ‌کس به زودی آن را فراموش نخواهد کرد.

علی لطفی

من علی لطفی ، عاشق یاد گرفتن و یاد دادن هستم، و به نظرم جذاب‌ترین و ارزشمندترین مهارتی که در این عصر نیاز است یاد بگیریم بازاریابی اینترنتی است. جذاب باشید و پر پول درارتباطیم

نوشته‌های مرتبط

دیدگاه‌ها

*
*