درارتباطیم | بازاریابی اینترنتی بیمه و برندسازی شخصی نماینده

فرمول زنده ماندن کسب و کار کوچک در برابر رقبای بزرگ

فرمول زنده ماندن کسب و کار کوچک در برابر رقبای بزرگ

اکثر نمایندگان بیمه واقعا می خواهند کسب و کارشان را در بستر اینترنت توسعه بدهند.

اما آمارها نشان می دهد که ۹۲٪ از تلاش آن ها به شکست منجر می شود!و تلاش ها و سرمایه شان از بین می رود.

اما نمایندگان بیمه بسیار موفق یک الگو برای مسیر توسعه کسب و کارشان داشتند!

به این ترتیب آن ها یک برنامه از قبل تجربه شده را دارند و تجربه دیگران را سکوی پرتاب کسب و کار خودشان کرده اند.

الگویی که با کسب و کار شما تناسب داشته باشد چه ویژگی هایی دارد؟

آیا اسنپ، بیمیتو، دیجی کالا، علی بابا و… الگوی مناسبی برای کسب و کار شما هستند؟ به هیچ وجه!

چرا؟!

این ویدیو شما را راهنمایی می کند، رقیبان را بشناسید و الگوی متناسب برای توسعه کسب و کار بیمه خود انتخاب کنید.

حتما ویدیوی زیر را از علی لطفی | بنیانگذار درارتباطیم مشاهده کنید:

عصر جدید فروش بیمه آینده بازاریابی بیمه

متن ویدیو : فرمول زنده ماندن کسب و کار کوچک در برابر رقبای بزرگ

حالا که با بازاریابی اینترنتی بیمه و منافع آن آشنا شدیم و دانستیم که چه انتظاراتی را باید از آن داشته باشیم و اینکه بازاریابی اینترنتی بیمه برای ما چه  نتایجی را ایجاد می‌کند زمان آن است که وارد این مسیر شویم.

نماینده بیمه به عنوان یک کسب و کار کوچک برای اینکه بتوانید مسیر را درست طی کند، نیازمند این است که یک چشم‌انداز درست را برای خوددرست کند. اینکه بدانید از چه مسیری بروید تا بتوانیم به نتیاج فوق‌العاده برسیم.

عموما برای این مسیر افراد یک الگوی موفق را انتخاب می‌کنند.  افراد یک نمونه‌ی موفقی را انتخاب می‌کنند که بتوانند به عنوان یک الگو به آن نگاه کنند و به طریق آن بتوانند موفق شوند.

اینجا است که خیلی از صاحبان کسب و کار کوچک از جمله نمایندگان بیمه دچار یک اشتباه می‌شوند و الگوی خودشان را (کسب و کارهای بزرگ) اشتباه انتخاب می‌کنند و به همین ترتیب الگو‌هایی که می‌گیرند اشتباه از آب در می‌آید.

تفکراشتباه در مورد استارت آپ ها

زمانی که با خیلی از افراد در مورد بازاریابی اینترنتی یک کسب و کار‌ کوچک صحبت می‌کنیم، نمونه‌هایی که به ذهنشان می‌رسد، استارت‌آپ‌هایی هستند که الان بزرگ شده‌اند.

مانند دیجی‌کالا،اسنپ، علی بابا، بیمیتو و... این در حالی است که این کسب و کارهای بزرگ قابل مقایسه با  نماینده‌ی بیمه نیستند.

به این خاطر که هر یک از این شرکت‌ها برای شکل‌گیری خودشان، چند میلیارد هزینه شده است. تفکر اشتباهی که وجود دارد این است که این‌ها استارت‌آپ هستند.

یعنی بدون پول راه‌اندازی‌ شده‌اند و خودشان خرج خودشان را در آورده‌اند. اما واقعیت آن متفاوت است.

استارتاپ چیست؟ 

استارت‌آپ به معنای تیمی است که برای یک ایده به دنبال یک بیزینس پلن است. به این معنا که زمانی که من و چند نفر دیگر یک ایده‌ای داریم اما نمی‌دانیم چطور باید آن را پیاده‌سازی کنیم و آن را به یک کسب و کار تبدیل کنیم، اسم آن‌ها استارت‌آپ است.

سرمایه گذاری در استارت آپ ها

معمولا بین سی تا ۵۰ میلیون تومان سرمایه‌ی اولیه برای تحقیق و بررسی دارند و به یک بیزینس پلنی دارند و در ادامه یک ماکت از آن ساخته شود. زمانی که ماکتی از آن ساخته شود، به سمت سرمایه‌گذار‌های مختلف می‌روند برای انکه بتوانند سرمایه‌ی مورد نظر را به دست آورند. وگرنه هیچ کدام از این استارت‌آپ‌ها را نمی‌بینید که قبل از آنکه به سود‌دهی رسیده باشد، کم‌تر از چند میلیارد تومان هزینه کرده باشد و یا اینکه آنقدر کسب و کار کوچک مانده است که نمی‌توان به چشم یک شرکت به آن نگاه کرد.

زمانی که من به عنوان صاحب یک کسب و کار کوچک استارت آپ های بزرگ را به عنوان الگوی خودم در نظر می‌گیرم، دو اتفاق خیلی بد می‌افتد.

  حالت اول :

آن‌ها را باخودم مقایسه می‌کنم. برای مثال با خودم می‌گویم که دیجی‌کالا چقدر پیشرفت کرده است. یک میلیون محصول دارد،  چه وب‌سایت بزرگی دارد، اپلیکیشن دارد، نویسنده‌ها و تبلیغات بزرگ دارد و خیلی موارد دیگر که من نمی‌توانم داشته باشم. همین عوامل باعث دلسردی من می‌شود و من را از بازاریابی اینترنتی دلسرد می‌کند و منصرف می‌شوم که آن را در کسب و کار کوچک خودم پیاده‌سازی کنم.

زمانی که مشاهده می‌کنم یک کسب و کارهای بزرگ برای اینکه بازاریابی اینترنتی را شروع کند، چند ده میلیون تومان پول یک اپلیکیشن داده است و بعد پول تبلیغات بیلبوردی داده است، از این مقایسه من تنها یک نتیجه می‌توانم بگیرم که اینترنت جای من نیست و باید به جای قبلی برگردم.

برای همین به هیچ عنوان این موارد الگو‌های مناسبی نیستند که من خودم را با آن‌ها مقایسه کنم.

اتفاق دوم:

این اتفاق به مراتب بدتر از حالت اول است این که من به عنوان یک صاحب‌ کسب و کار کوچک از آن‌ها تقلید می‌کنم. و چون هیچ‌کدام از شرایطی که آن‌ها داشته‌اند و من ندارم، طبیعتا من شکست می‌خورم و چیزی که در این بین باعث شکست من بوده است این است که من از یک الگوی اشتباه استفاده کرده‌ام.

مثال:

 خیلی از افرادی که به بازاریابی اینترنتی نگاه می‌کنند، متوجه می‌شوند یکسری پیج هستند که مسابقه برگزار می‌کنند و با مسابقه یک دفعه ۱۰ k،۲۰ k و یا حتی بیشتر  فالور جذب می‌کنند و این دسته از افراد با خودشان می‌گویند من قصد موفقیت در اینستاگرام را دارم بنابراین یک مسابقه بگذارم.

به این ترتیب هم پول، هم انرژی و هم زمان خودش را از دست می‌دهد و هم به نتیجه‌ای که می‌خواهد نرسد و در آخر با خودش بگوید برای کسب و کار من جواب نمی‌دهد. آن‌ها احتمالا دروغ می‌گویند و یا آنطور که باید نیست و یا یک فرد دیگر را مقصر می‌کند. اما تفاوت در این جا است که یک کسب و کار کوچک خیلی با کسب و کارهای بزرگ متفاوت است.

 بابت همین اگر من بخواهم خیلی ساده بگویم باید این را بدانید که:

کسب و کار کوچک با کسب و کارهای بزرگ چه تفاوت هایی دارد؟

 دیجیتال مارکتینگ دو مدل دارد:

 یکی از روش‌های آن برای کسب و کارهای بزرگ است که روش‌ها و راه‌کارهای خودش را دارد و یک روش دیگر آن برای مدل کسب و کار کوچک است که آن دیجیتال مارکتینگ کسب و کار کوچک و محلی، راهکارهای خاص خودش را دارد. اگر بخواهیم خیلی پایه‌ای تر با هم صحبت کنیم، یک کسب و کار بزرگ با یک کسب و کار کوچک، خیلی متفاوت است. از جنبه‌های مختلف با هم فرق می‌کند.

یک تفکر عمومی است که فکر می‌کند که فرق یک کسب و کار کوچک با  کسب و کارهای بزرگ، صرفا در تعداد مشتری و یا حجم معاملات آن است. این در صورتی  است که تعریف یک کسب و کار کوچک با تعریف  کسب و کارهای بزرگ متفاوت است. و در چند جنبه‌ی مهم می‌توان این تفاوت‌ها را مشاهده کرد.

کسب و کار کوچک با کسب و کارهای بزرگ چه تفاوت هایی دارد؟

تفاوت کسب کارهای کوچک و بزرگ

 اولین و ساده‌ترین تفاوت یک کسب و کار کوچک با  کسب و کارهای بزرگ بودجه‌بندی ان است. یک کسب و کار کوچک نیاز است که بودجه‌بندی خودش را تقسیم بر ۳ کند.

  • قسمتی از آن برای صاحب کسب و کار کوچک است که به عنوان درآمد آن را بر می‌دارد.
  • قسمت دیگری از آن برای فروش بیشتر و بازاریابی است .
  • قسمت دیگری از آن این است که برای هزینه‌های جاری شرکت هزینه می‌کند. یکسری هزینه‌های خرده‌پایی وجود دارد که به حساب نمی‌آید.

این درصورتی است که یک شرکت بزرگ، هزینه‌های متفاوتی دارد. به عنوان بزرگ شرکت‌های بزرگ دارای معاونت رفاه هستند. یعنی زمانی که شرکت از یک حد بزرگ‌تر می‌شود در کنار اینکه پول بیمه، تامین اجتماعی، خدمات درمانی، پول بیمه تکمیلی می‌دهد باید یکسری امکانات رفاهی را در نظر بگیرد. به این دلیل که ساختار کسب و کار آن متفاوت است.

هزینه های مسئولیت های اجتماعی:

کسب و کارهای بزرگ برای مسئولیت اجتماعی که دارد باید هزینه کند تا جایگاه برند بهتری را  ایجاد کند. به عنوان مثال یک بودجه‌ی زیادی را برای خیریه می‌برد. بودجه‌ی زیادی را برای کودکان بی‌سرپرست می‌رود و خیلی کارهای دیگری که باید آن‌ها را انجام دهد تا بتواند در بازار بقا داشته باشد. این درصورتی است که لازم نیست یک کسب و کار کوچک آن بودجه را هزینه کند. در صورتی که یک صاحب کسب و کار کوچک پول خیریه می‌دهد و نذری می‌دهد به این دلیل است که دلش می‌خواهد نه به این علت که کسب و کار آن به جایی رسیده است که باید این هزینه‌ها پرداخت شود.

کسب و کار کوچک با کسب و کارهای بزرگ چه تفاوت هایی دارد؟

هزینه رفع موانع دولتی

یکی دیگر از هزینه‌هایی که کسب و کارهای بزرگ دارند، برای رفع موانع دولتی و حکومتی است. زمانی که شرکتی بزرگ می‌شود باید به هزار مورد  و هزار نفر پاسخ دهد. باید چندین وکیل استخدام کند تا به سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف رود و این کاغذ بازی‌ها را انجام دهد و موانع را برطرف کند. این در صورتی است که هیچ گاه یک کسب و کار کوچک به هیچ یک از آن‌ها احتیاجی ندارد.

هزینه تبلیغات و برند سازی

یکی دیگر از هزینه‌هایی که کسب و کارهای بزرگ دارند، هزینه‌ی تبلیغات و برند‌سازی آن است. که چنین چیزی را  یک کسب و کار کوچک ندارد.

هزینه های آزمون و خطا

همینطور موارد زیاد دیگر که زمانی که مشاهده می‌کنید، متوجه می‌شوید کسب و کارهای بزرگ از نظر بودجه‌بندی اصلا شبیه به یک کسب و کار کوچک نیستند و نمی‌توان آن را نسبت گرفت.

در صورتی که بخواهیم یک نمونه‌ی کوچک آن را که بر روی کسب و کار شما در دیجیتال مارکتینگ تاثیر می‌گذارد، بررسی کنیم،

کسب و کارهای بزرگ حتما باید یک مبلغی را ریسک کند و برای  آزمون و خطا و تیم‌های کوچکش کنار بگذارد تا بتوانند راهکارهای جدیدی که برای آن‌ها وجود دارد را بررسی کنند.

مثال:

یک پولی را باید برای پیدا کردن روش‌های بهتری نسبت به رقبای خودش باید خرج کند. برای همین ممکن است که  روش‌های مختلفی را بتواند تست و پیدا کند

برای اینکه بتواند در بازار پیاده‌سازی کند. تفاوتی که کسب و کارهای بزرگ بزرگ نسبت به یک کسب و کار کوچک دارند، در امکاناتی است که در اختیار دارند.

هزینه ی  امکانات و تجهیزات

اینترنت

صاحب یک کسب و کار کوچک نهایتا یک زبان دارد و چشم ، خودکار و کاغذ این در حالتی است که  کسب وکارهای بزرگ امکانات مختلفی را دارد که می‌تواند در زمینه‌های مختلف از آن استفاده کند. برای مثال، کسب و کارهای بزرگ دسترسی به اینترنت پر سرعت برای همه‌ی کارکنان دارند.

دسترسی به  امکانات سخت‌افزاری و نر‌م‌افزاری

اگر کسب و کارهای بزرگ تصمیم بگیرند یک اپلیکیشن جالب درست کند ویا یک کسب و کار جدید برای بازاریابی خودش درست کند، اینکار خیلی برای آن راحت است و خیلی امکانات زیادی دارد که یک کسب و کار کوچک آن امکان را ندارد و حتی تفاوت بزرگ‌تر ، کسب و کارهای بزرگ و یک کسب و کار کوچک در دسترسی‌هایی است که دارند.

کسب و کارهای بزرگ به خیلی از امکانات دسترسی دارند که یک کسب و کار کوچک نمی‌تواند به آن نکاه کند. یک کسب و کار کوچک نمی‌تواند از آن‌ها استفاده کند. به این خاطر که ممکن است خیلی برای آن هزینه‌بر باشد. ممکن است خیلی از آن امکانات، مناسب یک کسب و کار کوچک نباشد و نتواند از آن‌ها استفاده کند.

ارتباطات

از طرف دیگر کسب و کارهای بزرگ دسترسی به خیلی موارد دیگر دارد. می‌تواند در صورتی که جایی به مشکل خورد،بتواند با وزیر صحبت کند. اگر جایی از قانون مشکل داشته باشد می‌تواند یک وقت ملاقات با رئیس آن سازمان داشته باشد. این در صورتی است که کسب و کار کوچک چنین امکاناتی را ندارد.

تفاوت ها در بحث دیجیتال مارکتینگ

دسترسی به منابع  اطلاعاتی

کسب و کارهای بزرگ دسترسی به منابع  اطلاعاتی زیادی دارد که یک کسب و کار کوچک این دسترسی را ندارد. همین موارد باعث می‌شود که تفاوت ایجاد شود و تفاوت دیگری که  کسب و کارهای بزرگ با یک کسب و کار کوچک دارند در فرصت‌هایی است که در اختیار آن‌ها است.

فرصت های بزرگ

خیلی از اتفاقات جدید، خیلی از فرصت‌های بازار خیلی سریع‌تر به گوش کسب و کارهای بزرگ می‌رسد. به این دلیل که تیم تحقیقاتی دارد، آشنا در رده‌های بالا دارد و یا حتی کسب‌و کارهای دیگر اطلاعاتی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. و همین باعث می‌شود که فرصت‌های بیشتری در اختیار آن‌ها باشد. همین باعث می‌شود که فرصت‌های بیشتر و بهتری در اختیار آن‌ها باشد.  کسب و کار های بزرگ می‌توانند یک نفر را استخدام کنند که یک شرکت در ترکیه برای آن ثبت کند که از آن طریق بتواند اپلیکیشن‌های آنرا وارد App store کند این در صورتی است که هیچ زمان یک کسب و کار کوچک نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

استفاده از مطبوعات

کسب و کارهای بزرگ  می‌تواند خیلی از کارهای مطبوعاتی انجام دهد و پشت آن هم پر است و در صورتی که مشکلی به وجود آمد می‌تواند دو وکیل استخدام کند که بتواند آن مسائل را برای آن حل کند. این در صورتی اس که یک کسب و کار کوچک هیچ زمان نمی‌تواند چنین ریسکی را انجام دهد.

هیچ‌گاه یک کسب و کار کوچک نمی‌تواند با روزنامه و تلویزیون کار کند همین مسائل باعث می‌شود ابزار‌ها و راهکارهایی که کسب و کارهای بزرگ استفاده می‌کنند، خیلی از راه‌کارهایی که یک کسب و کار کوچک از آن استفاده می‌کند، متفاوت باشد.

کسب و کار کوچک با کسب و کارهای بزرگ چه تفاوت هایی دارد؟

‌‌

به عنوان مثال

کسب و کارهای بزرگ هم پول و هم امکانات آن را دارد که در تلویزیون تبلیغات گسترده داشته باشد. اما یک کسب و کار کوچک‌ حتی اگر هزینه‌ی آن را تهیه کند که در تلویزیون تبلیغ داشته باشد، حجم بالای تقاضایی که بعد از آن ایجاد می‌شود را نمی‌تواند پاسخ‌گو باشد. بنابراین باید به سراغ روش‌های دیگری برود که متناسب با امکاناتی که وجود دارد برای خدمات خودش تقاضا ایجاد کند.

همه‌ی این موارد باعث می‌شود یک تفاوت بزرگ ایجاد شود.اصلا نمی‌توان گفت کدام یکی از کسب و کار بزرگ و یا کسب و کار کوچک خوب است.

مهم این است که همه‌ی این موارد با هم متفاوت هستند. ما به عنوان یک صاحب کسب و کار کوچک اگر به اشتباه یک کسب و کار بزرگ را به عنوان  الگو در نظر بگیریم، شکست شما حتمی است.

مهم ترین تفاوت: نرخ بازگشت سرمایه‌

این تفاوت‌های باعث می‌شود که یک شکاف بزرگ ایجاد شود. در نرخ بازگشت سر مایه. یعنی بزرگ‌ترین تفاوتی که یک کسب و کار کوچک با کسب و کار بزرگ دارد که حاصل از همه‌ی آن تفاوت‌هایی است که گفته شده است، نرخ بازگشت سرمایه‌ی آن است.

 اگر الان نمیدانید نرخ بازگشت سرمایه چیست می‌توانید با جست‌ و جو در گوگل، آن را جست و جو کنید.

نرخ بازگشت سرمایه‌ی کسب و کارهای بزرگ، طبیعتا خیلی بیشتر از  یک کسب و کار کوچک است.

یعنی اگر یک کسب و کار کوچک، صد میلیون تومان هزینه کند، کسب و کارهای بزرگ، صد میلیون هزینه کند، صد میلیون یک کسب و کار کوچ در نهایت صد و بیست میلیون می‌شود

این در صورتی است که صد میلیون آن کسب و کارهای بزرگ برابر با ۱۸۰ میلیون تومان است. به خاطر آن امکانات و دسترسی نیست.

به این دلیل که آن شرکت بزرگ همان مقدار که امکانات زیادی دارد، هزینه‌های بیشتری دارد. به همان اندازه‌ که منابع مالی بیشتری در اختیار دارد به همان اندازه بودجه‌بندی بیشتری را در اختیار دارد.

مشاور کسب وکار

اما آن چیزی که باعث می‌شود کسب و کارهای بزرگ، نرخ بازگشت بیشتری را به دست آورد و سوددهی بالاتری را داشته باشد، این مسئله است که می‌تواند از مشاوران و متخصصان قدرتمند‌تری را استفاده کند. به زبان ساده‌تر، شرکت‌های بزرگ مشاورانی را دارند که می‌توانند سرمایه را ده برابر کنند. این در صورتی است که یک کسب و کار‌ کوچک در نهایت می‌تواند متخصصانی را استخدام کند که می‌توانند سرمایه‌ی آن‌ها را دو برابر کند. این تفاوت مشاورانی که این دو دارند باعث می‌شود که هر روز و هر روز فاصله‌ی بین رقابتی آن‌ها بیشتر شود.

مزیت رقابتی کسب و کارهای کوچک

البته این را باید بدانید که یک مزیت رقابتی کسب و کار کوچک دارد که می‌تواند همه‌ی ضعف‌هایشان را در جلوی کسب و کارهای بزرگ پوشش دهد و آن هم امکان برقراری ارتباط رور در رو است.

که صاحب کسب و کار کوچک می‌تواند با مشتری‌هایش داشته باشد. همین مسئله  می‌تواند جایگزین همه‌ی مزیت‌های کسب و کارهای بزرگ شود اگر به خوبی از آن استفاده شود اما مهم این است که یک تفاوت خیلی بزرگ وجود دارد که باعث ماندن کسب و کارهای بزرگ می‌شود و در برابر آن می‌تواند منجر به کوچک شدن و حذف شدن کسب و کارهای کوچک شود. آن هم، تفاوت نرخ بازگشت سرمایه‌ی آن است.

مثال:مقایسه ی یک کسب وکار بزرگ با صد کسب و کار کوچک

کسب و کار کوچک با کسب و کارهای بزرگ چه تفاوت هایی دارد؟

محصول مورد ارائه

فرض کنید یک کسب و کار بزرگ مانند دیجی‌کالا وجود دارد و در برابر آن صد کسب و کار کوچک قرار دارد که همه‌ی این صد و یکی یک محصول را به با یک بازار هدف ارائه می‌دهند. برای مثال همه ی آن‌ها دستگاه کارواش خانگی را به مردم ایران می‌فروشند. بازار همه‌ی این‌ها یکسان است. بنابراین باید بر سر این بازار با هم رقابت کنند. اینطرف یک کسب و کار بزرگ است و در مقابع صد کسب و کار کوچک وجود دارد.

سرمایه ی اولیه

فرض کنید این کسب و کارهای بزرگ یک میلیارد سرمایه دارند و همه‌ی آن صد کسب و کار کوچک همگی با هم یک میلیارد سرمایه دارند.

مشاور

 اتفاقی که در اینجا رخ می‌دهد این است که چه کسب و کار کوچک و چه کسب و کارهای بزرگ برای خودشان متخصص و مشاور می‌آورند.

اما یک تفاوت در این بین وجود دارد. آن کسب و کار بزرگ ۵ مشاور با آن یک میلیارد تومان می‌آورد و هر یک از این مشاوران می‌توانند این شرکت را ۱۰ برابر قوی‌تر کنند.

اما در مقابل که هر کدام ده میلیون‌تومان پول دارند، نهایتا می‌توانند، هر کدام یک مشاوره بیست میلیون‌تومانی بیاورند و ده میلیون تومان به آن پول دهند.

این درحالی است که آن مشاور ده میلیون تومان دیگر را باید از یک بیزینس دیگر بگیرد. به این معنا که آن کسب و کار بزرگ برای تک به تک قدم‌هایی که دارد، ۵ مشاور دویست میلیون تومانی دارد،

در حالی که این کسب و کار کوچک هر کدام یک نصفه مشاوره بیست میلیون تومانی دارند. راهکارهایی که این مشاوره نصف بیست میلیون تومانی می‌دهد در برابر آن راهکارهایی که آن مشاور قدر دویست میلیون‌تومانی آن کسب و کار بزرگ هیچ است.

این در حالی است که آن کسب و کار بزرگ، ۵  مشاور دارد. هر مشتری  جدیدی که می‌آید جذب کسب و کار بزرگ می‌شود. تا جایی که بازار برای کسب و کار کوچک باقی نمی‌ماند و آن‌ها از بین می‌روند.

تفاوت کسب و کارکوچک با کسب و کارهای بزرگ

 این‌ها تفاوت‌هایی است که در عمل  اتفاق می‌افتد.

درست است که آن مزیت‌هایی که در مورد کسب و کارهای بزرگ گفته شده است در برابرارتباط رو در رو می‌تواند خنثی باشد. اما استفاده از نیروهای متخصص و استفاده از مشاوران کار بلد را نمی‌توان کاری کرد و تا زمانی که کسب و کارهای کوچک از مشاور و متخصص استفاده نمی‌کنند و از راهکارهای متناسب با راهکارهای کوچک استفاده نمی‌کنند، هر روز کوچک و کوچک‌تر می‌شوند. این تا جایی است که کسب و کارهای بزرگ‌ آن‌ها را تصاحب می‌کنند و خودشان را بیرون کنند.

این اتفاق در جاهای مختلف بازار در حال رخ دادن است. زمانی که افق کوروش می‌آید،  بقالی‌های کوچک مجبور هستند

بعد از یک‌ماه، دوماه جمع کنند و بروند. به این خاطر که مشتری‌ها به آن‌ها نمی‌رسد. آن‌ها راهکارهای مختلفی برای جذب مشتری دارند.

بتوانند بشتر بفروشند و سود بیش‌تری جذب کنند. اما هیچ یک از آن کسب و کارها از این نکات اطلاع ندارند و به مشاورین هم دسترسی ندارند که این اطلاعات در اختیار آن‌ها قرار داده شود.

همین اتفاق در حال رخ دادن برای نمایندگان بیمه است.

نمایندگان بیمه در حال سر و کله زدن هم هستند و همچنان در حال استفاده از روش‌های قدیمی هستند. این در حالی است که شرکت‌های بزرگ‌تر می‌آیند و به وسیله‌ی نیروهای متخصص‌تر و مشاوران کاربلدتر بازار آن‌ها را می‌گیرند.

این را گفتم که بدانید اگر کسب و کار بزرگ در حال رشد است بخاطر پول بیشتر و امکانات بیشتر و یا منابع و دسترسی‌های بیشتر نیست.

چون همه‌ی این موارد با آن ارتباط رو در رو در حال خنثی شدن است. اما آنچه که می تواند کسب و کار بزرگ را در برابر یک کسب و کار کوچک پیروز کند، دانش و مهارت بیشتر است که توسط مشاوران و متخصصان آن را به دست می‌آورند.

آیا من کسب و کار کوچک باید بروم و یا باید مانند یک کسب و کار بزرگ عمل کنم؟

خیر. اما هیچ راهی جز این وجود ندارد که اگر یک کسب و کار می‌خواهد دوام بیاورد باید از مشاوران کسب وکار بزرگ استفاده کند.

یعنی اینکه باید آن مشاور ۲۰۰ میلیون تومانی را بگیرد و آن مشاور راهکار و روش معرفی کند. روش‌هایی را به آن بدهد و به جای آنکه سرمایه‌ی آن را دو برابر کند بتواند آن سرمایه را ده برابر کند. حال مزیت رقابتی آن که گفت و گوی رقابتی است را اضافه کند، در جلوی کسب و کار بزرگ می‌تواند بازار کار خودش را محافظت کند و اجازه ندهد که آن کسب و کار بزرگ، وارد حریم آن شود.

درست است که در عمل چنین چیزی نشدنی است. در عین حالی که کسب و کار کوچک نمی‌توانند با هم تعاونی تشکیل دهند و متخصصان را جذب کنند.

به این دلیل که هر یک کسب و کار،گرفتاری و بدهی‌های خودشان را دارند و جمع شدن همه‌ی آن‌ها خیلی سخت است.

شاید نمی‌توانند به هم اعتماد کنند و یا حتی خیلی دغدغه‌های دیگری وجود دارد که هیچ یک از این کسب و کار کوچک نمی‌توانند جمع شوند.

الگویی برای همه ی کسب و کارهای کوچک

اما اگر بتوانند با هم جمع شوند  پول‌هایشان را روی هم بگذارند و یکی از آن‌ها از کمک و راهنمایی آن مشاور دویست میلیونی استفاده کند، می‌تواند در بازار خودش جلو بیافتد.

 و اتفاق خوبی که می‌افتد این است که راهکاری که به درد یکی از این کسب و کارهای کوچک خورده است را سایر کسب و کارهای کوچک می‌توانند استفاده کنند.

به عنوان مثال

فرض کنید شما یک بقالی در خیابان مطهری دارید. از یک مشاوره‌ی ۲۰۰ میلیون تومانی راهکار و مشاوره می‌گیرید که بتوانید جلوی  افق کوروش بایستید. اگر شما جواب گرفتید؛ همان سوپر مارکت در خیابان بهشتی و یا هفت تیر هم می‌توانند از آن استفاده کند و آن را پیاده‌سازی کند. تنها نیاز است که آن تعاونی بتواند شکل بگیرد که توسط خود آن افراد نمی‌شود. اصناف هم نمی‌توانند. در این حین اگر شرکتی ایجاد شود که واسطه را انجام دهد و بتواند این مشاوران و متخصصان را دور خودش جمع کند و به این کسب و کارهای کوچک این راهنمایی‌ها را پخش کند، آن اتفاق مثبت انجام دهد.

حال کسب و کار کوچک به کمک ارتباط رو در رو  و همچنین کمک متخصصان و این شرکت واسطه می‌تواند در مقابل شرکت‌های بزرگ زنده بماند و نجات پیدا کند.

حال ما در درارتباطیم سعی کردیم این کار را انجام دهیم.

این آموزش‌ها، تحت عنوان اصول ساده بازاریابی اینترنتی بیمه مجموعه نکات، آموزش‌ها و مواردی است که  توسط بهترین مشاوران دیجیتال مارکتینگ، جمع‌آوری شده‌اند و برای شما گلچین شده است. آن‌چیزی که گفته شده است را شما می‌توانید تک به تک آن‌ها را پیاده‌سازی کنید و در برابر رقبای بزرگ  کسب و کارهای بزرگ از آن‌ها استفاده ببرید و بازار خودتان را حفظ کنید و گسترش دهید.

 مزیت برقراری ارتباط رو در رو را به آن اضافه کنید، می‌توانید حتی از آن کسب و کار بزرگ  جلو بزنید و سود بیش‌تری را به دست آورید و سهم خودتان را از این بازار افزایش دهید.

ما امکانات لازم را در اختیار شما قرار می‌دهیم و آموزش‌های لازم را در اختیار شما می‌گذاریم.

نمونه‌های موفق مختلف را جمع‌آوری می‌کنیم و در اختیار شما قرار می‌دهیم. شما به عنوان صاحب کسب و کار کوچک و به عنوان یک کسب و کار کوچک دیگری نیازی نیست دویست میلیون تومان، پول دهید تا یکی از مشاوران دیجی‌کالا و یا کاربلدان اسنپ بیاید و به شما مشاوره دهد. به شرط آنکه بدانید و باور کنید موارد گفته شده توسط ما، متناسب با کسب و کار شما است و کاملا قابل پیاده‌سازی و نتیجه‌بخش است و بهترین متخصصان و مشاوران که در شبکه‌ی ارتباطی در ارتباطیم هستند، توسط من به شما می‌رسد.

صد در صد نتیجه بخش و قابل اتکا است.

 روشی که در مورد آن اینجا صحبت می‌شود در هیچ یک از کلاس‌های بازاریابی دیجیتالی که بودجه‌ی شما به آن می‌رسیده است را نمی‌توانستید بشنوید. هیچ‌یک از شما،  مشاورانی که می‌توانستید هزینه‌ی آن‌ها را تقبل کند، هیچ یک از این موارد را نمی‌توانسته به شما بگوید. هیچ کدام از متخصصانی که به شما پیشنهاد می‌دهند و کمک می‌کنند تا در بحث کسب و کار به شما کمک کنند در بحث بازاریابی اینترنتی مواردی که گفته می‌شود را نمی‌دانند.

چون اگر می‌دانستند الان در حال کار با اسنپ بودند و یا اگر می‌دانستند الان دیجی‌کالا ماهی ۴۰ الی ۵۰ میلیون حق مشاوره به آن‌ها می‌داد.اما آنجا نیستند و صرفا می‌توانند با کسب و کار های کوچک کار کنند. اما آن چیزی که اینجا برای شما جمع‌آوری شده است و یکی دو روز نبوده است و زمانبر بوده و در مورد آن تحقیق شده است، نمونه‌های موفق داخلی و خارجی بررسی شده‌اند، منابع داخلی و خارجی مطالعه شده‌اند و با متخصصین مشورت شده است،  هم فکری با مشاوران شده است، کسانی که در بهترین شرکت‌ها کار می‌کنند و کسانی که در بهترین شرکت‌های دیجیتال مارکتینگ کار می‌کنند، همگی دور هم جمع شده‌اند و تحت عنوان اسباب ( اصول ساده‌ی بازاریابی اینترنتی بیمه) ارائه می‌کنند.

خود من آن را به زبان ساده به شکلی که یک متخصص بیمه متوجه آن شود برای شما توضیح می‌دهم.

از شما می‌خواهم یک چیزی را در اینجا باور کنید.

 چیزی که در اینجا به شما گفته می‌شود، در کنار اینکه شما می‌توانید یک ارتباط دو طرفه‌ی سازنده با مخاطبانت برقرار کنید، کافی است برای اینکه جلوی بزرگترین رقبا و بزرگ ترین شرکت‌های اینترنتی و آنلاین بایستی، نتیجه خلق کنی وحتی از آن‌ها جلوتر نتیجه بگیرید.

تفاوت در برداشت سرمایه است نه سرمایه اولیه:

منظور بر این نیست که اگر دیجی‌کالا می‌تواند ده میلیون تومان سود کند، شما می‌توانید یازده میلیون تومان سود کنید.

به نسبت است اما آن چیزی که شما دریافت می‌کنید، بیشتر از نتایجی می‌شود که آن در حال به دست می‌آورد.

کافی است این موارد را به خوب یاد بگیرید و به خوبی آن‌ها را به کار ببندید برای اینکه بتوانید از آن نتیجه بگیرید.

دیجی‌کالا یک میلیارد تومان پول وسط می‌گذارد و دو میلیارد تومان برداشت می‌کند. شما ده میلیون تومان وسط می‌گذارید و سی میلیون تومان برداشت می‌کنید.

دیجی کالا موفق شده سرمایه‌اش را دو برابر کند و شما با این راهکارها موفق شده‌اید که سرمایه‌تان را سه برابر کنید. قدرت نفوذ بیشتری دارید و می‌توانید بیشتربرای گسترش بازاری که دارید هزینه کنید. پس مشتری‌های بیشتری کسب می‌کنید و روز به روز مشتری شما بیشتر می‌شود. شاید خیلی از همکاران و رقبای شما اینکار را انجام ندهند.

به زودی می‌توانید تقلا کردن آن‌ها را مشاهده کنید.

بپذیرید که سیستم کسب و کارها تغییر کرده است

خواسته‌ی ما دیدن این وضع رقبای شما نیست اما نه تقصیر ما و نه تقصیر کسب و کار بزرگ است. سیستم کسب و کار تغییر کرده است و قوانین کسب و کار ثروت و رشد یک بیزینس تغییر کرده است و اگر نتوانیم خودمان را با شرایط جدید عادت دهیم، ممکن است اتفاق‌های بدی برای ما رخ دهد.

حالا در اینجا اگر اسباب در کنار شما باشد،  کفه‌ی ترازوی آن طرف سنگین‌تر می‌شود و نتایج بهتری را می‌توان توقع داشت.

به شما تبریک می‌گویم.

 

عصر جدید فروش بیمه آینده بازاریابی بیمه

سوالات خود را همین جا از ما بپرسید در اولین فرصت پاسخ میدهم.

پریسا آقاجانی

    نوشته‌های مرتبط

    دیدگاه‌ها

    *
    *

    دسترسی به هزاران
    فایل و نکته کاربردی فقط با عضویت
    در خبرنامه جدید درارتباطیم
    عضویت در خبرنامه ایمیلی ما چه مزیت هایی دارد؟
    • دسترسی به جدیدترین نکات
    • دسترسی به تمامی دوره های رایگان
    • اطلاع از آخرین تخفیف های سایت
    ما اسپمر نیستیم و ایمیل های اسپم برایتان ارسال نمی کنیم.
    بله ، عضو خبرنامه میشم!